العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
145
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
شدم ، تا آخر حديث . در محاسن برقى از ابى فضاله مانندش را آورده . باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر 1 - در خصال ( ج 1 ص 160 ) : بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه دابّه بر صاحبش شش حق دارد : چون به منزل رسد نخست او را خوراك دهد و او را سر آب برد چون بدان گذرد ، و بر چهره او نزند كه پروردگارش را تسبيح كند ، و پشت او توقف نكند مگر در جبهه جهاد در راه خدا عزّ و جلّ ، بيش از توانش بر او بار نكند و او را به راه نبرد . 2 - در فقيه ج 2 ص 187 ط نجف : بسندش مانندش را آورده . تبيان : ابتداء بخوراك دادنش گويا بر وجه استحباب است گر چه اصل خوراك به اندازه قوت لا يموت يا به اندازه متعارف واجب است بنا بر اظهر و همچنان عرضه او بر آب هر گاه گذرد مستحب است اگر نداند كه زيانش رساند چون دابه داران گمان برند كه زيان دارد برايش گر چه برخى اوقات واجب باشد و اصل آب دادن به يك وجهى واجب است ، و نزدن بر روى او گويا كراهت دارد زدنش چنانچه تعليل بدان اشاره دارد و گر چه احوط ترك است ، و اينكه فرمود : او تسبيح گويد . والد - قد - گفته : يعنى چهرهها بزبانى كه در آنها است تسبيح گويند يا اينكه چهرهها بر وجود صانع و توانائى و دانش و اوصاف كمال ديگرش بيشتر دلالت دارند چنانچه بر كسى كه در كتب تشريح بنگرد نهان نباشد ، يا تسبيح ويژه چهرهها است كه ما ندانيم ، و ممكن است مقصود تسبيح خود دابه باشد و نام رو را برده چون زيان و اهانت در آن بيشتر باشد ، يا براى آنچه گذشت كه تسبيح باندام رو است